السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
646
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
صلةبنزفر از حذيفه كه گفت : مردم نجران نزد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آمدند و گفتند : براى ما مردى امين بفرست . فرمود : مردى حقيقتاً امين برايتان مىفرستم ، پس مردم را از نظر گذراند و ابوعبيدة را فرستاد . حديث كرد ما را ابوالوليد ، از شعبة ، از خالد از ابوقلابة ، از أنس از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كه فرمود : براى هر امّتى امينى است ، و امين اين امّت ابوعبيدةبنجراح است . » و در كتاب « أخبار الآحاد » : « حديث كرد ما را سليمانبنحرب ، از شعبة ، از ابواسحاق ، از صلة ، از حذيفة كه گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به مردم نجران فرمود : مردى حقيقتاً امين به سوى شما مىفرستم ، پس ياران خود را از نظر گذراند و ابوعبيده را فرستاد . ما را حديث كرد سليمانبنحرب ، از شعبة ، از خالد ، از ابوقلابة ، از أنس كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : براى هر امّتى ، امينى است و امين اين امّت ابوعبيدة است . » « 1 » نقلهاى حديث در صحيح مسلم مسلم گويد : « ما را حديث كرد ابوبكربنابوشيبة ، از اسماعيلبنعلية ، از خالد و نيز حديث كرد مرا زهيربنحرب ، از اسماعيلبنعلية ، از خالد ، از ابوقلابة كه گفت : أنس گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : هر امّتى را امينى است ، و امين امّت ما أبوعبيدةبنجراح است . مرا حديث كرد عمروالناقد از عفّان ، از حمّاد ، از ثابت از أنس : مردم يمن خدمت رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم آمدند و گفتند : مردى همراه ما بفرست كه سنّت و اسلام را به ما بياموزد . دست ابوعبيدة را گرفت و فرمود : اين امين اين امّت است . ما را حديث كردند محمّدبنمثنى و ابنبشار و لفظ از ابنمثنى است - از محمّدبنجعفر كه گفت از ابواسحاق ، از صلةبنزفر ، از حذيفة شنيدم كه گفت : مردم نجران خدمت رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم آمدند و گفتند : اى رسولخدا ، مردى امين براى ما
--> ( 1 ) . صحيح بخارى 4 / 740 .